تبليغاتX
::. عاشقانه يا پر از نفرت؟ .::

عاشقانه يا پر از نفرت؟

 

: درباره وبلاگ

 

تو می روی و من فقط نگاهت می کنم
تعجب نکن چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ولی برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست .
من بردیا متولد فروردین سال ؟؟13، فارغ التحصیل ؟؟....!! . به فیزیک و نجوم بسیار علاقه مندم و برنامه نویسی هم می کنم ، چند وقتی است که " اصطلاحاَ " شعر میگم.


My YaHoo ID: bardia_joon9


 

: منوي اصلي

 

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
آمار سایت
لوگوي وبلاگ
 

 

: نوشته هاي پيشين

 

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385

 

: پيوندها

 

.:: عاشقانه یا پر از نفرت .::
تک ستاره های آسمان جنوب
امید رویای نا تمام
من بی تو یعنی حسرت
پسری به نام سگ!
جوانان امروز. عماد جان
خلوت تنهایی
آسمانیها
دلکـــــــــــــــــــــده
خداي زيبايي ها
عشق اما پيداست ...
عشق@دوستی@صداقت@مهربانی@شعر و ...
خزان نفرین شده
براده های یک ذهن
تنهاترین...
آرمادا
دوستون دارم . هدیه جان
رز سفید
خاطرات تنهایی
می دانی آسمان عشق چه رنگی است
و مرگ مغلوب عشق است
عشق جاودان
من مرد تنهای شبم
نگریستن, عشق , انتظار, مرگ
تک و تنها
چاه بی ته
بوسه بر مرگ
فال گوش
فناوري موشكي
آینده زود به گذشته تبدیل میشه
قلبانه
مگه بهت نگفتم که ...
عشقولانه خفن
غریبه
کمال عدل
ما به هم محتاجیم
زنده باد تنهایی
به رنگ عشق
همرنگ چشمهایت سکوت می کنم . مریم اسدی
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
داستانهای خاکستری
عکسهای خفن
خیال خاموش
تنها برای هیچکس
در جستجوی معنا
عادله تو را دوست مي دارم
اشک ستاره
خاطرات من و بابام
عاشقم من
جوکستان
رهگذر
ماه آسمان
کشتی عشق
می دانی آسمان عشق چه رنگی است
شيداي حقيقت و زيبايی
کمال عدل
دلتنگی های یک تنها
خزان نفرین شده
عاشقانه های رها پاییزان
ای کاش می شد لحظه ها دریا شوند
جادوی عشق
ویتامین 3
نه تیره ، نه روشن
حسرت
عکس و زندگی
حس غريب
كلبه ي عشق
تکثیر و پرورش ماهیهای اکواریومی
بوی خوب
پایان دنیای معرفت
برف و باران
رسم این دنیا عجیب است
عاطفه يعني عاطفه
عاشقانه های قلب من
عاشقانه lovely
دوستت دارم
کلبه اسرار
رپ سبک برتر
دختر جنوبي
آرزو بارانی
.*•. .•*.آرزو.*•. .•*.
سرزمین عکس و جک
یه سبد آرزوی کال
بیدل
اشک خورشید
دانلود جدید ترین نرم افزارها
لاله تب دار
قلب عاشق من
explosionskill-one
ترانه شعر دلتنگیهای عاشقانه
SAXXIFRAGE
تنها بي كس
صدای باران
سوگند نامه عشق
LOVE to LIVE
فینگیلیه مدرسه
عاشقانه ها..ماندانا
رز سفید
زنده باد تنهایی
تنهایی من
شعرهاي من
ناله های شعر
برگی از یک دفتر
به رنگ عشق
آپادانا
آریا پسر جنجالی
دوستت دارم پسر خاله
شکوفه های احساس
سه شنبه ی خاکستری
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
مرگ ، عشق ، خدا ، زندگي
(¯`•.¸ یکی مثل تو ¸.•´¯)
آخرین تلاش
.0.لجــــــــــــــن نـــــــــــــــــامه.0.
خانه شعر
سکوت . سعید جان
برگ ريزان
تیمارستان
درود بر ...
روزنه ی تنهایی
تراوشات یک ذهن بیمار
گل سرخ
روزنه ی تنهایی
یاد تو
دانلود جدیدترین موزیکها
سرمه
گلهای رنگارنگ
عشق من . ARMIN LOVE
__ Shadi Haroumeh__
نا آشنا
دو راز عشقღღ
آرام ولی ساکت
تا ابد بارانی
Green Worlds
بارون احساس....
تو شعر نابی با ردیفی از تبسم...
*love*عشق به زهرا*love *
کافی شاپ 2 نفره
عاشقانه ها
مترسک فیلسوف
افشار
دوست داشتن برتر از عشق است
دست نوشته هایی برای رفع دلتنگی هام
ستاره ای که گم شد
حرفهای من
عاشق دل شکسته و تنها
شاهین شهر
آیات زمینی
عین شین قاف
ترانه شبهای تنهايی
نگین سبز
: نيلوفرانه :
عشق و صفا . سارا
•**کاش سرنوشت جز این مینوشت **•
"تیک تاک "
مسافر شب
پوریا پورسرخ
اشعار عاشقانه بین دختر و پسر
دوست داشتن برتر از عشق است
** جاده عشق **
مرحم سکوت
در "حضور"
دوستت دارم . فاطیما
واژه های خیس
سیاره کوچک من
_*-*_قاصدک آبی_*-*_
در زندگی زخم هایی هست که
لحظه
تنهائی . مهسا و وحید
تا شقايق هست زندگي بايد كرد
دلتنگی . مهسا
love-story . بیتا
.:: وبلاگ قبلي خودم ::.

 

: موسيقي انتخابی

 


 

: لينک باکس

 

طراح قالب : برديا

 
 
 
حدیث پرواز

تمام شد

همه نامهربانی ها تمام شد

سایه اندوهگین غم از خانه ام رخت بست و رفت

اکنون تو آمده ای ، با قامتی شکسته

و من کوچه را به یمن حضورت آب و جارو کرده ام

چشمانم پر است از حدیث پرواز

تو ، صاعقه وار بر نشانه های بی نشان نشستی

و بیرق عشق را بر بام دلم به اهتزاز در آوردی

آری ، تو آمدی ، اما نه با پای خویش

بلکه بر دوش فرشتگان

که جملگی ترانه مهر می خواندند

تو شگفتی از من که بی هیچ بهانه برای ماندن ، ماندم

و من در عجبم از بازگشت تو

که آخرین سرود ایثار را در گوشم زمزمه کردی

تو هستی و انبوهی از نامه هایی که هیچگاه به دستت نرسیدند

من هستم و کالبدی سرد که عبور خون در رگهایش افسانه شده

وقتی گذشته ام را از کلام واژه ها شنیدی

اشک مجالی نداد تا از روایت تصویر بگویم :

هر روز پشت پنجره ، روبه جاده ای که تو را برنگرداند

« دو رکعت نیاز » می گذارم

و در قنوتش تمام دردواره هایم را به گریه می ایستم

پس خوب فهمیدی حال که بازگشته ای

چرا دیگر نمی گریم

فهمیدی چرا کلمات نمی توانند مرا یاری کنند

ناگزیر به تو چشم می دوزم

بلکه روحم تا رودخانه ای از تبار شقایق کوچ کند

فهمیدی چطور در بهار بر بلندای شعر دیدمت

که قلم بر دوش به یاری پروانه ها می رفتی

و در پاییز آوای روشنت را در جزیره ای دوردست شنیدم

که شبی سرد از طلیعه دلنواز صبح شادمان بودی

اگر این لحظه ها همه خواب است

اگر آمدنت رویا است

می خواهم از دیباچه تا پایان را بدوم

و مرگ را در آغوش بفشارم

ولی هرگز باز نگردم

بردیا ، 25 بهمن 1386 ، ساعت ۰۰:۳۵ بامداد ، تهران . فرشته . در حیاط خانه با متیو نشسته ایم 

 

پی نویس:

1- لطفا ولنتاین یا هرچیزی تحت این عنوان (سپندارمذگان) را به من تبریک نگویید!! استدعا می کنم این مسئله را جدی بگیرید.

2- این پست دکلمه ای ندارد.

3- یک خبر : خدمت !!مقدس!! سربازی من هم به پایان رسید ،

به همین مناسبت با متن آتی که در خانه اجدادی ( اراک ) نگاشته می شود یک هدیه خواهم داشت.

 

| +| نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386 به قلم بردیا  |   |  ارسال به دوستان
 
رستاخیز ناقوس ها

خواب دیدم بالاتر از رازقی در صف تشنه ها ایستاده ام

وسعت مقیاس تخیلم به پهنای روشنایی خورشید بود

از آنجا گورم را با چشم خودم دیدم

خنکای نفس های نیلوفری مرداب از جای جایش می تراوید

ستاره قطبی هنوز داغدار پاییز بود

شهیدان صنوبر را بگو

در سنگر سایه ها

سرشار از جشن واژه ها

با سلاخی گلایه ها

به جنگ زادروز زوال عاشقی می رفتند

طلایه داران ، همه یک نفس تراژدی هزار بار مردن سر داده بودند

در انقباض قفس ، ناگاه پیکانی رها شد

قلب غم را شکست

بی هیچ ریا سکان دار کشتی عشق شد

اهورا به یاری سماجت نور

جلوه های ترنم سایه روشن باران را پدیدار ساخت

نمی دانم چرا بیکرانگی  سحابی قاتل ، رویای شیرینم را چشم زد

سقوط کردم . . .

صدای زمین خوردنم آسمان هفتم را از جا کند

سیاه قلم شب ، بر روح کاغذی غروب خطی کشید

و با این تکلم پیوند خورد:

« زشتی فردا برازنده رسوایی دیروز »

مخاطب من بودم نه ضمیرم !

اکنون از نخستین خواب زیبایم پریده ام

برای صیانت از یک شروع تازه به پنجره فولاد حسرت ها دخیل بسته ام

نامش را " رستاخیز ناقوس ها " گذاشته ام

 

 

 

 

 

 

دکلمه این متن با صدای نویسنده

 

بردیا ، 3 دیماه 86 ، تهران  قلهک  ،  ساعت 3:46 بامداد

 

پی نویس :

1- این بار ، برای دکلمه ، بیشتر از پنج دقیقه وقت گذاشتم و حجم بسیار کمی پیدا کرده ، پس به گمانم از قبلی ها زیباتر شده است.

2-  پاسخ به سوالی ، در انتخاب دوستانم نهایت دقت را به کار برده ام ، پس طبق معمول هیچ کامنتی حذف نخواهد گردید.

۳- لطفاْ عذر خواهی ام را به خاطر پست زودرس بپذیرید.

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386 به قلم بردیا  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Bardia_M
All Rights Reserved